![]() |
![]() |
|
| (آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار |
|
قوچانی عزیزمان آزاد شد .
از آزادی قوچانی عزیز بی نهایت خوشحالم. هر چند آزادی وی به تنهایی و در حالیکه هم وطنان زیادی در بند بسر می برند ، همانند تصویر زیر ، به سان گلی در شوره زار است
به امید اینکه جنبش سبزمان درهای آزادی را بروی فریبا پزوه ، زیدآبادی، ابطحی،نبوی، عطریانفر، هنگامه شهیدی، مسعود باستانی ، هادی حیدری و همه ی زندانیان دگراندیش دربند باز نماید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 آبان1388ساعت 20 توسط حسن علیزاده |
|
|
ای کاش این بلائ سیاه هیچگاه وارد دریچه دنیای ما نمی شد
از صد سال پیش که نفت در مسجد سلیمان پیدا شد ، بدبختیهای مردم کشور ما افزایش یافت . درست است که بسیاری از امکاناتی که داریم ، برایش زحمتی نکشیده ایم و از صدقه سر نفت است ، اما ضربهای که از داشتن نفت خورده ایم فراتر از اینهاست . هم دچار زیاده خواهی بیگانگان شده ایم و هم حکام داخلی به واسطه پول نفت و بی نیازی به مالیات مردم ، راه دیکتاتوری در پیش گرفته اند . نمونه بارز گرفتاری نفت ، احمدی نژاد است که در عین گمنامی ، با وعده آوردن پول نفت سر سفره مردم روی کار آمد و اینک نان هم از سفره مردم برمی دارد ! و با دادن امتیاز به بیگانگان ، بر مشکلات داخلی اش با مردم سرپوش میگذارد . تنها کشور نفت خیزی که از دمکراسی برخوردار است ، نروژ است . ما نیز امیدواریم که با به نتیجه رسیدن جنبش سبزمان ، درهای سبز را به دمکراسی باز کنیم تا بجای بلای سیاه ، طلای سیاهش بنامیم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 آبان1388ساعت 19 توسط حسن علیزاده |
|
|
زمانی که شبها در زیر آسمان پرستاره و هوای نسبتا سرد محیط ، خود را درون کیسه خواب جمع می کنم ، این فکر به سراغم می آید که دور از خانواده و رفاه و آسایش خانه ، اینجا چه می کنم ؟ اما این فکر بلافاصله با یادآوری عزیزان بی شمار آسیب دیده و خون شهدایی چون : سهراب،ندا،کیانوش ، ترانه و... نیز زندانیان دربندی همانند نبوی،قوچانی، زیدآبادی، هنگامه شهیدی ، باستانی و ... محو می شود و احساسی از رضایت درون وجودم را گرم می کند . هر چند که متاسفانه این کار ناچیز ما ، تاثیری در وضعیت این یاران و خانواده هایشان ندارد . اما همین که تنها کاری را که از ما برمی آمد ، در حال انجامش هستیم و در آینده پیش وجدان خویش شرمنده نخواهیم بود ،راضی هستیم و به آینده و کارهای کوچکی که تک تک مان انجام می دهیم امیدوار می شویم .
من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش ای زفرصت بی خبر در هر چه هستی زود باش
به امید ایران و جهانی انسانی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 مهر1388ساعت 23 توسط حسن علیزاده |
|
|
در شارلوت با دوستی بنام آگوستین آشنا شدیم که دارای اصالت کوبایی است . در گفتگوهایی که داشتیم به دو نکته اشاره داشت که حقیقت تلخ دوران معاصر و درد بسیاری از شهروندان کشورهای جهان سوم و غیر دموکراتیک است . ۱-می دانی چرا آمریکا اهمیتی به حقوق بشر و مسایل انسانی در کوبا که کنار گوشش است نمی دهد، آنوقت به خاورمیانه لشگرکشی می کند؟ چون کوبا نفت و یا ثروت دنداگیر دیگری ندارد .
۲-طنزی تلخ از خوزه لیتو ، پیرمرد کمدین کوبایی: کاسترو ثروتمندترین مرد دنیاست چون ، به تنهایی صاحب یک جزیره زیبا و ده میلیون برده است
پ.ن : عکس از فوتبال!! به سبک آمریکایی-عکس آخری از سایت عصرایران
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 مهر1388ساعت 18 توسط حسن علیزاده |
|
|
به شارلوت که رسیدیم ، هنگام ورود به شهر در کنار استقبال گرم ایرانیان ، کانالهای خبری فاکس و ۲۴ هم برای پوشش خبری آمده بودند . امروز ۵شنبه در ساعت ۸ صبح نیز در استودیوی خبری فاکس نیوز انجام دادیم تا در حد خویش یادآوری نماییم که اگر جنبه ی خبری جنبش سبز از نظر بیگانگان ، به دلایل خبری و یا معاملات احتمالی پشت پرده ، برای دیگران کهنه و یا تمام شده تلقی می شود ، اما برای ما مردم ایران تازه ی تازه است و داغی خون یارانمان و میله های تنگ دربندانمان ، یک آن از ذهن و دل ما محو نمی شود و تا رسیدن به خواسته های برحقمان ادامه دارد .
پ.ن: عکس ۱و۲ در استودیوی فاکس نیوز-عکس ۳ خبرنگار کانال۱۴-عکس۴دوقلوهای خواننده در فاکس
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 مهر1388ساعت 5 توسط حسن علیزاده |
|
|
پس از بازگشت از نیویورک ، و خداحافظی از دوستان ، رکابزنی به سمت جنوب را ادامه دادیم . مسیری که می پیمودیم امتداد جاده شماره 29 بود و در هوایی ابری و همراه با باد رکاب می زدیم . آهوهای کنار جاده با پی بردن و اطمینان از امنیت شان ، همپای ما پیش می آمدند و جست و خیزشان بسیار تماشایی بود . آدمی در شگفت می شود وقتی که این عکس العمل را از این موجودات زیبا مشاهده می کند. آهوها با پی بردن به اینکه ما قصد آزارشان را نداریم و مسلح نیستیم و سرو صدای آزار دهنده ای نیز از دوچرخه هایمان بر نمی خاست ، با ما همراه شده و پابه پای ما پیش می رفتند ، آنگاه چگونه است که برخی انسان نماها ، همنوع خویش را که بدون سلاح و با اعلام قبلی برای راهپیمایی سکوت آمده است به گلوله می بندند و در خونش می غلطانند!! و ادعای اشرافیت مخلوقات را هم دارند؟ اشرف مخلوقات بودن فقط به راه رفتن بر روی دو پا نیست .
به هر روی ، پس از خیس شدن در زیر بارانهای فصلی ، عصر روز جمعه وارد شارلوت در ایالت کارولینای شمالی شدیم . ایالتی که حدود هزار ایرانی در کل آن ساکنند و چند نفر از این عزیزان در مقابل موزه ی هنر برای استقبال آمده بودند ، در حالیکه کانالهای خبری فاکس و 24 نیز برای پوشش خبری حضور داشتند و گفتگویی انجام شد و روز سه شنبه نیز دیدار و گفتگو با مردم انجام خواهد شد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 مهر1388ساعت 18 توسط حسن علیزاده |
|
|
سبزهای ایرانی مقیم خارج از کشور در حمایت از خواسته های هموطنان داخل کشور ، دو روز ۲۳ و ۲۴ سپتامبر را در نیویورک به روز سبزهای ایران تبدیل کردند . در عکسها ، مجسمه ندا ساخته پاولا اسلیتر ، آقای فیروز نادری-دانشمند شهیر ایرانی ناسا ، رضا براهنی - نویسنده نامی ایرانی را همراه با سایر سبزپوشان می بینید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 مهر1388ساعت 1 توسط حسن علیزاده |
|
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 8 توسط حسن علیزاده |
|
|
دلتنگی برای از دست دادن فرصت حضور در روز ایران (قدس سابق)
جمعه ی این هفته روز ایران است . چقدر دلمان می خواست که در کنار سبز اندیشان می بودیم و هم صدا با هم ، شعار می دادیم: " ما اهل غزه نیستیم ،-ایران تنها بماند " ، " نه غزه نه لبنان - جانم فدای ایران " ، یا حجت بن الحسن - ریشه ی ظلم رو بکن " و... دهها شعاری که فی البداهه می ساختیم و فریاد می کردیم . به عنوان دو تن از میلیونها خس و خاشاکی که در همه ی راهپیمایی ها ی مسالمت آمیز ، تجمعات جلوی مجلس ، حضور در جلوی مسجد بلال برای یادبود شهید روح الامینی و ... حاضر بودیم ، اینک طبیعی است که دلمان هوای روز سبز این جمعه را داشته باشد و اگرچه فرسنگها از سرزمین مان دوریم ، اما دلمان آنجاست و برای حضور میلیونی سبزها لحظه شماری می کنیم تا بار دیگر فریاد حق طلبی خویش را به گوش نامحرمان تاریک اندیش برسانیم . جای ما را خالی کنید و هر جه فریاد دارید بر سر انحصارطلبان بکشید .یکصدا شعار همیشگی مان را فریاد می کنیم که :
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 21 توسط حسن علیزاده |
|
|
گفتگوی شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951 مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید. پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام . فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و بر پایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سر کرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نسیتیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد. مصاحبه گر تاکید میکند که حسب خواست مصدق متن مصاحبه پس از مرگ او میتوانست منتشر شود . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 6 توسط حسن علیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr
|
|
RSS
|