تبليغاتX
سفر نامه دور دنیا(به۵ قاره) و روزنگاری
(آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار

 آمریکا از نظر منابع و ذخایر طبیعی بسیار غنی است و بدون نیاز به  شیطنتهایش باز می تواند برترین قدرت اقتصادی جهان باشد.هر چند این شیطنتها برای مردم آمریکا نیست و شاید اکثریت مردم آمریکا در برابر آن بی تفاوت و یا مخالف هم باشند.این سیاستهای بیشتر در خدمت کارخانه های اسلحه سازی و کارتلها و تراستهاست....گویی در همه جای جهان،دولتها مردم عادی را که در اکثریت قرار دارند نمایندگی نمی کنند،در ظاهر با رای مثلا اکثریت روی کار می آیند اما در عمل،بی تفاوت نسبت به افکار عمومی منافع گروهی خود و بخشی جزئی از جامعه را دنبال می کنند!!این تجربه ای است که من شخصا آنرا دریافته ام و شاید نظر دیگران غیر از آن باشد.... به هر حال با توجه به اوضاع این روزها امیدوارم کشور ما از گزند شیطنتهای آمریکایی و وطنی در امان باشد.

 رد شدن از کنار رود معروف می سی سی پی که زمانی در کتابهای درسی نامش را خوانده بودیم هم در نوع خود جالب بود،رودی بزرگ و پرآب با محیط اطراف سرسبز و زیبا.این رود از شمال به جنوب جاریست و در مسیر خود موجب رونق بخش کشاورزی شده  است.غروب یکی از روزها و در حالیکه در جاده ای فرعی و آرام رکاب می زدیم با گله بسیار بزرگ گاوها مواجه شدیم که از حاشیه جاده و در جهت مخالف ما  در حال عبور بودند و چند مرد سوار بر اسب نیز با آن شمایل کابویی هدایتشان می کردند.دیدن آنها، فیلمهای وسترن را در ذهن تداعی می نمود.یکی از سوارها با آن لحن کابویی داد زد که هی مرد کجا میری؟ ( hey man where are you going) و تا گفتم شرق،خنده بلندی همراه با تعجب سر داد و از ما هم دعوت کرد که مهمانشان باشیم،اما از آنجا که باید کیلومترها به عقب بر میگشتیم لذا از دعوتشان تشکر کرده و براه خود ادامه دادیم حتی اگر ناچار بودیم قید یک  استیک کابوی سایز  خوشمزه را بزنیم.(آمریکاییها معمولا کباب خورهای قهاری هستند مخصوصا اگر مزرعه دار هم باشند)  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 8  توسط حسن علیزاده | 
حتما ماجرای درگیری فلسطینیها و کشتار یکدیگر را اینروزها زیاد شنیده اید.همین جریان موجب شد که خاطره ای از اولین سفرم را که در سال ۷۵ بود بنویسم.قرار بود که با دوچرخه به عربستان برویم ولی عربهای سعودی به ما اجازه ورود با دوچرخه را ندادند و گفتند:شما مشکوکید!!وقتی هواپیما و ماشین هست چرا با دوچرخه سفر می کنید؟و...خلاصه از مرز خیبر برگشته و ۲روز در کنار دریای سرخ که مرز ۴کشور عربستان-مصر-اردن و اسراییل است اقامت گزیدیم...۷۵درصد جمعیت اردن را فلسطینیها تشکیل می دهند.و هر چه از شمال به جنوب این کشور(بندر عقبه)نزدیکتر می شوی تعصبات قومی و مذهبی شدیدتر می گردد.در برخورد با چند فلسطینی که از اهالی الخلیل بودند اتفاقات بسیاری برایمان رخ داد. اول اینکه اعتقاد داشتند که شیعه را فردی یهودی بنام بن سباء  بوجود آورده کشتن ۷شیعه راه بهشت را برایشان هموار می نمود! اما البته چون ما ورزشکار بودیم لذا از خونمان گذشته و در عوض ما را دعوت به اسلام و مسلمانی نمودند.در تمام مدتی که با آنها بودیم بحثهای همراه با پرخاش نسبت به ایرانیها می نمودند و هرچه هم که بحث را عوض می کردیم فایده ای نداشت!حتی به ایشان گفتیم که اصلا خیال کنید ما از اساس نه تنهامسلمان نیستیم بلکه بی دین هستیم،چه آزاری به شما داریم؟غیر از اینکه تنها کشوری هستیم که بیشترین بها را برای کمک به شما می پرداریم وکمکهای مالی می کنیم و...اما کو گوش شنوا؟!! آنقدر که نسبت به ایران با کینه حرف می زدند نسبت به اسراییل نمی زدند!! وقتی از آن سفر بازگشتیم و اینگونه ماجراهای گوناگون را برای دوستان و دیگران بازگو کردیم هیچکس باور نمی کرد و یا می گفتند که آنها استثنا بوده اند و  از این حرفها.و حتی وقتی می گفتیم که در جنگ ایران و عراق اسرای زیادی از فلسطینیها داشتیم که برای صدام می جنگیدند باز برای بسیاری باورش سخت می نمود. تا اینکه چند حادثه اخیر درستی حرفهایمان را لااقل برای اطرافیان ثابت نمود.درست به فاصله ۱هفته پس از آنکه ایران ۲۵۰میلیون دلار به اسماعیل هنیه کمک نمود،صدام را اعدام کردند و دیدیم که همه اعراب بجز کویتیها از این مسئله ناراحت شدند و در فلسطین برایش تشییع جنازه سمبلیک گرفتند و عزاداری و...الان هم که بخاطر قدرت همدیگر را در خیابانها به رگبار می بندند و لابد اسراییلیها هم به ریششان می خندند و ما هم  شمعی را که به خانه رواست هدیه مسجد آنها می کنیم.!!!غافل از آنکه اگر خدای ناکرده باز هم مشکلی برای کشورمان پدید بیاید باز آنها را در کنار دشمنانمان خواهیم دید!!

مگر نه اینکه خداوند از حق خود می گذرد اما از حق الناس نمی گذرد.آیا مردم ما راضیند که بدبختی بکشند اما حقشان(پول نفتشان)را به دیگران بدهند؟اگر کسی از حقش نگذرد و حلالشان نکند چه؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 8  توسط حسن علیزاده | 
 روز فینال جام جهانی فوتبال بود و من دوست داشتم بازی را ببینم که البته ۶صبح بوقت آمریکا بود و لذا در رستوران یا کافی شاپ نمی شد بازی را دید بعلاوه اینکه مردم آمریکا علاقه ای به فوتبال ندارند و فوتبال با دست خودشان (شبیه راگبی)را فوتبال می دانند و جایی هم ندیدیم که صحبت از جام جهانی باشد و یا بازیها را دنبال نموده یا در مکان عمومی تماشا کنند.(حتی با  اینکه تیم آمریکا جز ۸تیم برتر هم شده بود).لذا با خود گفتیم که به یک متل معمولی برویم.در یک روستای کوچک به تنها هتل روستا رفتیم که تنها مسافرانش هم بودیم.(روستاهایشان هم حتی اگر ۲۰خانوار هم باشد همه امکانات یک شهر بزرگ مانند کتابخانه،متل،اداره پست و... را دارد. اغراق نیست اگر بگویم که آمریکا پرامکانات ترین کشور دنیاست.مثلا به تنهایی جاده هایش از مجموع جاده های تمام دنیا بیشتر است)شب وقتی به رستوران روستا رفتیم از آنجا که محیط کوچک بود و همه همدیگر را می شناختند و مسافری هم غیر از ما در آن حوالی دیده نمی شد،نظر مشتریان و حتی مدیر رستوران به ما جلب شد و چون ظاهر ورزشی ما را هم دیدند شروع به سوال کردن نمودند نهایتا هم صاحب رستوران میکروفون را برداشته و ما را به سایر مشتریان که دورتر نشسته بودند معرفی نمود و گفت که مهمانهایی از آنسوی دنیا داریم ...(در آخر هم راضی نشد که پول غذا را از ما بگیرد)وقتی هم که گفت این۲نفر بخاطر تماشای فینال فوتبال در روستای ما توقف کرده اند،برایشان عجیب بود.یکی از آنها گفت آخه فوتبال هم ورزشه؟!چند تا آدم لاغر!! دنبال یک توپ می دوند که دیدن ندارد!!! شب خوبی شد و خوش گذشت.به این نکته هم اشاره کنم که آمریکاییان در بین مردم کشورهای پیشرفته،خونگرمترین هستند و خیلی راحت با آدمها ارتباط برقرار کرده و از هر دری حرف زده و اهل بگو و بخند هم هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9  توسط حسن علیزاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
متولد4 آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83).. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید.برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr

پیوندهای روزانه
راهنمایی برای علاقمندان سفر با دوچرخه
دوستان علاقمند به دانستن مراحل این کار،سوابق،مشکلات پیش از سفر و ...را در این صفحه ببینند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
سایت دور دنیا در طول سفر
آرشیو عکسهای سفر دور دنیا
آزاده بهشتی
مسیح علی نژاد
محمدعلی ابطحی
نگین حسینی
خبرنگاران صلح-مزدک
عباس عبدی
مسعود بهنود
مصطفی قوانلو قاجار
ققنوس-زهرا جعفرآبادی
گیسو
سارا امت علی
صبا-دیاری
گلستان ادب-نگار
فرهنگي سايه
نسیم نبیونی
سپیده-جهانگردی
سوگل-مهدیه
شهره
یاسمین
گاهنامه
لاله اشک خوانسار
جزیره بی خیالی-سحر طلوعي
سودابه
به تماشای آب های سپید
فخرالسادات محتشمی پور
لیلون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM