تبليغاتX
خاطرات جهانگردی(سفربه۵ قاره) و روزنگاری
(آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار
همانطورکه گفته ام ما دارای پشتیبانی خاص و یا حتی مدیر برنامه ی خاصی نبودیم و لذا سفرمان مصداق بارز  "هرچه پیش آید خوش آید" بود.ارتباط با رسانه ها و مصاحبه ها،دیدار دوستان، ملاقاتهای رسمی و...همه به صورت اتفاقی به وقوع می پیوست.ایرانیها را هم اکثرا از طریق پست الکترونیکی که برایمان ارسال می کردند و یا معرفی دوستان ایرانی دیگر پیدا می کردیم و به مراکز ایرانی هر منطقه ای معرفی می شدیم و یا از طریق رسانه ها برایمان پیغام ارسال می کردند و یا دعوتمان می نمودند.یکی از این موارد در شهر شارلوت رخ داد،بدینگونه که بانویی با تلویزیون تماس گرفته و شماره تلفنش را گذاشته بود تا هنگام عبور از شارلوت مهمانشان باشیم.نزدیک شارلوت که برای ناهار توقف کردیم  و قصدمان هم گذر از شارلوت بود لذا برای سپاسگزاری از لطف آن هموطن به شماره شان زنگ زدیم که تشریف نداشتند و پیغام گذاشتیم.وقتی از مرکز شهر شارلوت رد می شدیم مجددا زنگ زدیم و پس از تعارفات اولیه و اظهار تشکر،قصد خداحافظی داشتیم که گفتند باید شب را همانجابمانیم چرا که بلافاصله پس از شنیدن پیغام ما به ایرانیها اطلاع داده اند و برنامه ی مراسم استقبال و جشنی هم در نظر گرفته اند... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 11  توسط حسن علیزاده | 
رکاب زدن در جنوب آمریکا هم حال و هوای خاصی داشت.اولا که مردمش روی آمریکایی بودن متعصبند و دیگر اینکه شغل اکثرشان دامپروری و کشاورزی است.کابوی بودن برایشان خیلی هم ارزشمند است و سعی می کنند که همه جا هم اثرات کابویی دیده شود.در سرویسهای بهداشتی بجای نوشتن آقا و خانم نوشته اند: cowboy-cowgirl از پوشش گارسونهای رستوران گرفته تا نام غذاهای سرو شده مانند استیک کابوی سایز نیز رد پای کابویی دیده می شود.آمریکاییها هر چیزی را در اندازه ی بزرگش دوست دارند، از  ماشینهای شاسی بلند گرفته تا خانه های بزرگ و دلباز و....اما همین مردمی که به تعصب و نژادپرستی متهم می شوند حداقل در برخورد با ما خیلی مهربان بودند و بارها ما را به خانه هایشان  در دل مزارع دعوت می کردند و برخوردشان

فوق العاده خوب بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 11  توسط حسن علیزاده | 
پس از آنکه از آتلانتا و ازپیش دوستان عزیزی مانند مجید و هاشم و خانواده هایشان و دیگر دوستان خوب ایرانی حرکت نمودیم،ادامه مسیرمان بطرف جنوب آمریکا بود و بدین ترتیب هر چه بیشتر پیش می رفتیم با آدمهای جالبتر و قدیمی تر  آمریکایی برخورد می نمودیم که در نوع خودش جالب بود.بارها از ما سوال می شد که از کجا می آییم و وقتی نام ایران را می گفتیم و حتی برایشان توضیح هم می دادیم باز هم ایران را نمی شناختند و در نهایت می گفتند:پس از آنسوی آبها آمده اید!یا برخی هم به شوخی می گفتند که ما جنوبی هستیم و اطلاعات زیادی نداریم!البته این نکته را یادآور شوم که در سفر اخیری که چند ما پیش به آنجا داشتم دریافتم که آمریکاییها خاورمیانه و بویژه ایران را هرچند سطحی می شناسند(البته از روی خبرها و با دیدگاهی منفی)و از تاریخمان هم هیچگونه آگاهیی ندارند.تازه اگر هم داشته باشند از روی فیلمهایی مانند بربرها و ۳۰۰ و غیره است!!!! بحث رقابتهای انتخاباتی هم که حسابی روی ایران متمرکز شده و باعث افتادن نام ایران بر سر زبانها شده است.عامه ی آمریکاییها به دلایل گوناگون خیلی از دنیای بیرون آگاهی ندارند که همین خصلتشان در فیمهای کارتونی معروفی مانند سیمپسونها به مسخره گرفته می شود یا کاناداییها برایشان جک درست می کنند.

کشاورزی در آلاباما می گفت که من فقط یکبار خارج رفته ام و منظورش هم از خارج ایالت همجوارشان جورجیا بود!!! از دلایل این ویژگی شاید یکی مربوط به درگیری بیش از حد شغلی آنها و نداشتن وقت باشد،دیگر اینکه امکانات تا حدودی در همه جا فراهم است و محرومیت آنچنانی ندارند.کم اطلاعیشان نسبت به دنیای خارج هم شاید ناشی از این باشد که خود را بسیار پیشرفته می دانند و نیازی به شناختن دنیای دیگر که در سطحی پایین تر از آمریکا هست نمی بینند.مانند بسیاری از ما که مثلا اطلاعات کمی در مورد بورکینافاسو-آنگولا یا گینه بیسائو داریم.البته این نظر شخصی من است که شاید درست هم نباشد و استدلال شخصیم هم بخاطر تیراژ بالای چاپ کتاب و سرانه ی مطالعه در این کشور هست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 23  توسط حسن علیزاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr

پیوندهای روزانه
## بانوان ایرانی رکاب زننده و نکاتی برای علاقمند به این رشته
## راهنمایی برای علاقمندان سفر با دوچرخه
## علاقمندان به دانستن مراحل سفر با دوچرخه،سوابق،مشکلات پیش از سفر و ...را در این صفحه ببینند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
پدال برای جنبش سبز
سایت دور دنیا در طول سفر
آرشیو عکسهای سفر دور دنیا
باشگاه استقلال تهران
فخرالسادات محتشمی پور
مسعود بهنود
محمدعلی ابطحی
عباس عبدی
خبرنگاران صلح-مزدک
مزدک علی نظری
خاک خوب-پرستو
ندای کویر
رهياب زنان و کودکان
فاطمه
فرهنگي سايه
نسیم نبیونی
سپیده-جهانگردی
آسمان سوگل
از خود بی خوبش
آزاده بهشتی
لاله اشک خوانسار
جزیره بی خیالی
رنجستان
خاطره وطن خواه
مصطفی قوانلو قاجار
به تماشای آب های سپید
حمید حیاتی
کرگدن-سدعلی میرفتاح
فرشید امانی
یگانه ی مسیح
معلمان حق التدریس
صدای معلم
انجمن نجوم آسمان سبلان
گرگان ما
اسیر ایران
ایکاروس
نسیم وجعفریوسفی
نرگس
دوچرخه سواری افق
Saeed
مجید.م
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM