![]() |
![]() |
|
| (آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار |
|
ما باهم قهریم ولی باهم حرف می زنیم که...(کلام خسروشکیبایی در سریال خانه سبز)
خبر درگذشت هنرمندمان خسرو شکیبایی بسیار ناگهانی و ناراحت کننده بود.معمولا ما ایرانیها همیشه پس از مرگ آدمها به یاد آنها و خوبیهایشان می افتیم و من قصد ندارم در ستایش ایشان بنویسم ،اما خاطره ای که در تلویزیون در مورد تعظیم و احترام ایشان در مورد کشاورزان و کارگران مزرعه گفته شد باعث گردید تا ۲خاطره در مورد همین فروتنی ایشان که از هنرمندان گرامیمان بهروز وثوقی و چنگیز جلیلوند شنیده ام بازگونمایم. ۱-بهروز وثوقی تعریف می کرد که در حال تماشای گفتگوی خسروشکیبایی با جام جم بوده که ایشان در لابلای صحبتها از آقای وثوقی یاد می کنند و همین موجب می شود که برای تشکر ،تلفنی روی خط برود و برای یادآوری از قدردانی نماید،و آقای شکیبایی تا صدایشان را می شنود تمتم قد به احترام ایشان بلند شده و تعظیم می کند. ۲-آقای جلیلوند آن موقع که در تگزاس بود تعریف می کرد که پس از سالها که به ایران برگشته بود همکارانش برای تجدید خاطرات،وی را به استودیو دوبلاژ برده بودند تا یادی از گذشته بکنند و جمله ای کوتاه هم بگویند.وقتی خسرو وارد اتاق دوبله شده و ایشان را از پشت سر می بیند و می شناسد،روی زانو نشسته و پاهایش را بغل کرده و می گرید!!! با آن صدای گرم،با آن احساسات لطیف،نگاه گویا و هنر خوبش از میان ما رفت!! روانش شاد و یادش گرامی باد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 تیر1387ساعت 9 توسط حسن علیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr
|
|
RSS
|