![]() |
![]() |
|
| (آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار |
|
ما در هیوستون پیش خانواده ی آقامسعود بودیم. او دوچرخه سواری هم می کرد و بسیار مهربان و شوخ طبع بود. خیلی هم کار ما را دوست داشت و آرزو می کرد که ای کاش امکان همراهی ما را داشت.و وقتی گفتیم که: اگر وابستگی اش به خانم و بچه ها نبود ، می توانست چند روزی هم که شده همراهی مان نماید. آقا مسعود با لبخند و آه گفت : البته وابسته نیستم، پــا بـسـتـه هستم!
آقای احمد افهمی از قهرمانان دوچرخه سواری قبل از انقلاب بوده و هنوز هم در رده ی بالای سنی ، در مسابقات شرکت می کرد و جزء قهرمانان رده ی سنی خودش بود.به محض ورود ما به هیوستون ، پیشنهاد کرد که فردا تعطیل است و برای تفریح باهم به دوچرخه سواری برویم! من پاسخ دادم که: آخه تا حالا دیدی یک بنا برای تفریح ، آجر پرت کند؟تا ما هم که چندین سال است کارمان دوچرخه سواریه ، برای تفریح دوچرخه سواری کنیم.این جمله تا مدتها سوژه ی خنده ی دوستان شده بود. البته برای دوچرخه سواری رفتیم و با یک اکیپ حرفه ای رکاب زدیم. دوچرخه های آنها حرفه ای و سبک بود ، اما ما با دوچرخه های سفری و همان بار و بندیل ۵۰کیلویی پابه پایشان رکاب زدیم که هم باعث شگفتی شان شده بود و هم ترسشان از به هم خوردن دوچرخه ها. احمد آقا چاپخانه داشت و ماهنامه ای فارسی به نام عاشقانه را هم چاپ می نمود. در دفتر کارش ، حکم قهرمانی آموزشگاههای کشوری در دوچرخه سواری را نصب نموده بود. برای من نکته ی عجیب آن ، امضای شاه وقت در پای حکم بود! و این سوال برایم پیش آمد که : چرا در کشور ما هیچ زمان به تقسیم قدرت و اختیارات بها داده نشده و حاکمان همواره خود را در همه ی امور صاحب نظر و حق می پندارند؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آبان1387ساعت 11 توسط حسن علیزاده |
|
|
اوباما با رایی بالا برگزیده شد . و برخی افراد از این انتخاب چنان ذوق زده اند که گویی تمام مشکلات جهان حل خواهد شد!! البته شاید وی معقولانه تر و مسئولانه تر از بوش و جمهوری خواهان با مسایل برخورد خواهد نماید اما ساده انگاری است که تصور کنیم همه چیز به زودی روبه راه خواهد شد . مشکلات داخل آمریکا به این زودی برطرف نمی شود چه رسد به مشکلات جهان و به ویژه ما . فراموش نكنيم كه روساي جمهوري ايالات متحده با همه تفاوتهايي كه ميان آنها مطرح ميشود ، در هر حال رييس جمهور ايالات متحده بوده و در پي كسب منافع ملي كشور خودشان هستند و اين منافع هم كم و بيش معناي ثابتي دارد و حتي راههاي نسبتاً معيني براي تحقق آنها وجود دارد و لذا تفاوتها بيش از حد معينی نخواهد بود و چه بسا که سخت گیری ها بر ایران افزایش خواهد یافت . به علاوه نکاتی همانند ذیل ، را باید مد نظر داشته باشیم که : ۱-ایجاد ارتباط و مذاکره با آمریکا بسیار دور از ذهن می نماید ، زیرا هم نظام ایران و هم سیستم آمریکا ، هر دو در ازای رژیم اسراییل دیدگاهی ثابت دارند که کاملا متضاد یکدیگرند ۲- آمریکا به انرژی نیاز دارد و این انرژی باید تامین شود. ما هم که نفسمان به نفت بسته است ، زندگی بدون درآمد نفت در حال حاضر در ایران به معنای بازگشت به زندگی ایلیاتی وروستایی خواهد بود . با درآمد نفتی است که بنزین،برنج،گندم،پرادو، شکلات و موز و.... وارد می کنیم. پس آنها کج دار و مریز همین رویه را ادامه خواهند داد و ما نیز کج دار و مریز بر اصولمان پای خواهیم فشرد! ۳-مشکل ما در درون کشور و ناشی از مدیریت ماست . سرمایه گذاری را بخاطر عدم امنیت سرمایه از دست داده ایم و با پول نفت هم به جای سرمایه گذاری، شکلات و خوراکی وارد کرده ایم!!(همانند بچه ی ثروتمند و بی عاری که با فروش ارث پدری روزگار می گذراند ، ارثیه نفت از مادر زمین را می فروشیم و زندگی می کنیم ).۴-ای کاش به جای نامه نگاری و نصیحت دیگران ،اندکی توجه به داخل کشور افزایش می یافت و به وضع اقتصاد فلج شده رسیدگی می شدتا لااقل با ایجاد امنیت خاطر ، نسبت به جذب سرمایه گذاری خارجی موفق می شدیم.به جای نامه نگاری و نصیحت دیگران ، اندکی در خود تامل کنیم
عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 19 توسط حسن علیزاده |
|
|
همه ساله در شهر هیوستون تگزاس تور دو روزه ی دوچرخه سواری با عنوان MS 150 برگزار می کنند که برای خیریه است و مسافت بین شهرهای هیوستون تا آستین در ایالت تگزاس رکاب زده می شود . شرکتها و موسسات بزرگ و کوچک و مردم عادی ، به دلخواه و در حد توان پشتیبانی از این حرکت را به عهده می گیرند . گفته می شد که سال قبل در مدت دو روز ، سه میلیون دلار جمع آوری کرده بودند . هنگامی که ما در هیوستون بودیم ، همزمان با انجام این تور بود . مردم از هر قشری برای این تور ثبت نام کرده بودند و یازده هزار نفر شرکت داشتند . مراسم با موسیقی و ارکستر آغاز شد ، بالن ها به پرواز درآمدند و حرکت شروع گردید و افراد از دو مسیر و در گروه های مختلف شروع به رکاب زدن کردند . آنها همه ساله روز اول را تا شهر " لاگرانژ " La Grange رکاب می زنند و روز دوم نیز خود را به آستین می رسانند. مشابه این حرکت را بارها در کشورهای گوناگون مشاهده کردیم . مثلا در آلمان و در شهر کلن گروهی دوچرخه سوار را دیدیم که زیر نظر فدراسیون فوتبال بودند!! و یک روز در هر ماه دور هم جمع شده و رکاب می زدند و هر کس مبلغ ۲۵ یورو به کودکان سرطانی در مکزیک کمک می نمود ... حالا می رسیم به کشور خودمان... جمعه ۱۰ آبان در گرگان ، پیاده روی همگانی ۲۰۰هزارنفری گذاشته بودند و برای تطمیع مردم به حضور ، خودروی پراید ،سکه و... جایزه می دادند!! شبکه ی ۳ هم پوشش داده بود و جالب این که بیش از ۲۰۰هزار نفر شرکت کرده بودند و از شهرهایی مانند ساری هم آمده بودند . هیچ خطر ی هم احساس نشد و شورای تامین و فرمانداری هم مشکلی نداشتند ! اما در همین گرگان و چند هفته ی پیش، انجمن معلمان به مناسبت روز جهانی معلم ،( لطفا دقت شود ، بزرگداشت ! ... و نه خواست صنفی یا سیاسی ) قصد داشتند تا تپه ی نورالشهدا پیاده روی کنند و شورای تامین و فرمانداری مخالفت نمود .
درست است که تشویق مردم به اعلام حضور ، به ویژه برای کارهای پرنشاط از هر راهی خوب است ، اما چرا باید دیگران این موقعیت را برای مردم تشخیص دهند؟؟ چرا مردم جاهای دیگر ، حتی در کشورهای فقیر مانند استونی ، برای طمع مادی در جایی جمع نمی شوند و دولت هر زمان و هر جا که بخواهد مرم را بیرون نمی کشاند؟! اما در ایران برعکس است؟! *مقام معلم مقام انبیاست و تعلیم و تعلم عبادت است و....شعارهایی از این دست ، فقط موقعی درست است که از سوی حضرات تعیین شود؟!! مشکل از ما مردم است یا... به هر دلیل که باشد ، آیا این روحیات ، ناراحت کننده و یاس آور نیست ؟؟!!! راستی! در آخر مراسم نیز بر سر جایزه ی خودروی پراید ،میان افراد برنده دعوا در گرفته بود .برگزارکننده ها به فاصله ی چند دقیقه و با تصور اینکه نفر اعلام شده حضور ندارد ،۴بار قرعه کشی کرده بودند . غافل از اینکه نفرات در انتهای خیابان حاضر بوده اند و تا خود را به جایگاه برسانند طول کشیده بود .بالاخره هر ۴تا آمده و ادعای ماشین کرده و کار به دعوا....و حرفهای زشت کشیده بود!!!معلوم هم نشد به چه کسی جایزه داده شد! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 14 توسط حسن علیزاده |
|
|
مرکز فضایی آمریکا " ناسا " در شهر " هیوستون " واقع شده است . بازدید از موزه ی فضایی و مشاهده ی لباسها و سفینه هایی که برای نخستین بار ، انسان زمینی را به کره ی ماه برده بودند ، برای هر بیننده ای جالب توجه بود . زوج جوانی به نام پیمان و نسیم در پذیرایی از ما سنگ تمام گذاشتند . هنگامی که پیمان ماجرای سفر ما را به یکی از دوستانش بازگو می نماید ، وی ابراز علاقه می کند تا ما را از نزدیک ملاقات کند . وقتی پیمان این خبر را داد با کمال میل پذیرفتیم و زمانی که گفت: " جو تنر " Joe Tanner " یک فضانورد است ، اشتیاق ما برای دیدار بیشتر نیز شد . قرار ملاقات را در رستوران گذاشته بودند . جو مردی محجوب ، بسیار افتاده و به اصطلاح خاکی بود . چهره اش بسیار آشنا بود و وقتی کمی فکر کردیم متوجه شدیم ، قبلا فیلم های داخل سفینه اش را چندین بار از کانال های تلویزیونی دیده ایم . جو برای ما چندین آرم فضانوردی که نام خودش هم روی آن درج شده بود ، به همراه عکس هایی از فضا و ... هدیه داد . ما هم یادبودهایی از ایران به وی اهدا نمودیم . شب خیلی خوب و پرباری بود و از هر دری صحبت نمودیم . به شوخی می گفت : برای دور زدن کره ای به این کوچکی که این همه زمان لازم نیست ، و اضافه کرد : در فضا و از داخل سفینه ، کره ی زمین را در مدت نود دقیقه دور زده است . جو تا آن موقع سه بار به فضا رفته بود و وقتی احساسش را در این مورد پرسیدیم ، پاسخ داد: همه چیز از آن بالا کوچک و بی اهمیت دیده می شود و ذهن آدم به مسایلی فراتر از زمین کشیده می شود .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 10 توسط حسن علیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr
|
|
RSS
|