تبليغاتX
خاطرات جهانگردی(سفربه۵ قاره) و روزنگاری
(آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار

بر خلاف شهرت جهانی مردم اسکاتلند به خساست، ما از سوی مردم این کشور با استقبال و مهمان نوازی خیلی خوبی روبرو شدیم.یک نمونه ی آن این است که: وقتی در یک رستوران برای صرف ناهار توقف کردیم ، پس از سفارش غذا ، پول آنرا پرداختیم و سر میز نشسته بودیم تا غذا آماده شود. بانویی که بعدا متوجه شدیم صاحب رستوران است و در بیرون رستوران دوچرخه های ما را مشاهده نموده بود ، وارد رستوران شده و به سمت ما آمد.پس از خوش و بش و صحبت در مورد سفرمان ، از صندوقدار خواست تا پول غذای ما را پس بدهد و مهمان وی باشیم.تعارف های ما هم نتیجه ای نداشت و با اصرار پول غذا را نگرفت و هنگام خداحافظی نیز، مقداری شکلات و نوشیدنی و... درون ساک هایمان گذاشت تا بقول خودش در سفر و پیام سفر ما سهیم باشد. از این برخوردها و خوشرویی ها در اسکاتلند زیاد مشاهده نمودیم . شاید هم آنها اصلا خسیس نباشند و به گفته ی دایی جان ناپلئون * کار، کار انگلیسی هاست * و اینها حرفهایی است که انگلیسی ها برای اسکاتلندیها درآورده اند. البته من همیشه اسکاتلند را با موزیک و دامن مردانه شان می شناختم . همانگونه که در شهر ادینبورو (ادینبورگ) که همانند یک موزه بودهو بسیار دیدنی و دلباز است چندین مرد دامن پوش با لباس های سنتی مشغول نواختن ساز بادی و موسیقی ملی خود بودند که نظر هر بیننده ای را جلب می نمود.

پ.ن : فیلم سفرمان که در فستیوال میلان برنده ی دیپلم افتخار شده بود،این هفته در فستیوال دبی به نمایش درآمد. بخش هایی از فیلم سفرمان را می توانید در لینک زیر تماشا کنید:

 http://www.youtube.com/watch?v=GHQZXRgrxE0

پ.ن.۲ :این هم عکسی با دو پلیس نامتوازن در شهر گلاسکو.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 14  توسط حسن علیزاده | 
می گویند اگر می خواهی کسی را خراب کنی از او به شکلی بد دفاع کن .  حالا حکایت برنامه های صدا و سیماست . آقای خسرو معتضد  که در شبکه ی ۲ برنامه ی پلی به گذشته را اجرا می کند . در برنامه اش ، با مخاطبان چنان برخورد می کند که گویی همه مرید بی سواد وی هستند و هیچکس هیچ کتاب و منبعی در اختیار ندارد و هرچه که دلش خواست و باب میل استخدام کنندگانش بود ، را می تواند به خورد ملت بدهد . ایشان برای یک سریالی بنام عمارت فرنگی ساخته محمدرضا ورزی ، مشاوره ی تاریخی نیز داده که در آن احمد شاه (حقوق بگیر بیگانه) را آدمی بسیار خوب و وطن پرست و دمکرات نشان داده می دهد. (از بغض پهلوی حب قاجار را برگزیده اند!!)یا برای تمجید از مدرس از زبان میرزاده ی عشقی سخن می گوید و میرزاده ی عشقی را چنان معرفی می کند که گویی مرید مدرس است و مدام از وی تعریف می کند و مگوید اگر ۴نفر مانند مدرس در مجلس بودند چنین و چنان می شد. غافل از اینکه شادروان مصدق بیشترین مخالفتها را با قرارداد ۱۹۱۹ داشت و هیچ نامی از وی برده نمی شود!! در اینجا قصد داوری و نوشتن بر له یا علیه مدرس نیست، فقط گفته ی میرزاده ی عشقی در مورد مدرس را یادآوری می کنم که با الفاظ تند و گاهی فحش، مدرس را خطاب قرار می دهد که حتما جناب مشاور سریال(آقای معتضد) آنرا در کتابها دیده و خوانده  است . مثلا در قسمت مربوط به اعلام جمهوری رضاخانی در سریال ،  میرزاده عشقی را مدام در حال وصف مدرس نشان می دهد، و بیتی از  این هزلیات را هم بر علیه رضاخان می خواند که:

 پدر ملت ایران اگر این بی پدر است            به چنین ملت و گور پدرش باید ..د

 گویا آقای معتضد این بیت را در همان شعر ندیده که:

 به مدرس نتوان کرد جسارت اما                آنقدر هست که بر ریش خرش باید ..د

                                                 (کلیات مصور عشقی-صفحه۴۲۲-چاپ هشتم سال۱۳۵۷)   

یا در صفحات ۳۵۴-۳۶۳ همین کتاب تندترین عبارتها را عشقی در مورد مدرس بکار می برد.از جمله در بخشهایی اشاره می کند:

این حکم داد کیست که جمعی همی کنند             بر دوست پشت، جانب دشمن مجاوری

این حکم زاده ی زور مدرس است                         آن به که بیش از این ننماید مشاوری

این عنصر کثیف لجوج سیاه فکر                           این موذی مدرس علم مزوری           

....................................

بس لطمه ها که عاقبت ایرن زمین خورد             زین مرد حیله روبهی و کینه اشتری

دادند هر یک، از دگری،  بهتر امتحان                  در اجنبی پرستی و بیگانه پروری        

......

شعر نسبتا طولانیی است که در آن ، عشقی عبارات بسیار تندی را نسبت به مدرس و سیاستمداران دیگر ابراز می کند. حال قصد داوری در مورد مدرس یا عشقی نیست.اما سوال این است که: نشان دادن چهره مثبت از مدرس ، از زبان فردی دارد که دیدگاهی اینگونه در مورد وی داشته است، شکهایی را در مورد مدرس ایجاد نمی کند ؟

یا جناب روح الله حسینیان (شخصی که  در وصف سعید امامی منبر رفت) در یک برنامه با افاضات خود، ملی شدن صنعت نفت را به رهبری آیت الله کاشانی و کمک سایرین!!! می داند!!

اینگونه موارد که در صدا و سیما بارها دیده می شود، نتیجه ای جز بی اعتمادی کامل به اخبار و گفته های  صدا وسیما نخواهد داشت . هر کاری هم که بکنند مصدق خدشه ناپذیرترین چهره ی تاریخ معاصر است که البته آقایان از یادآوری نام آن بزرگوار ترش می کنند ،همانگونه که پهلوی ها بودند!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 8  توسط حسن علیزاده | 
۳۰سال از انقلاب ۵۷ می گذرد و معمولا هر کس با معیار و متر خویش، تحلیل هایش را در این مورد ارائه می دهد. طرفداران رژیم پیشین، دلیل انقلاب را جلو بودن اندیشه های شاه از مردم ایران می دانند و ناشکری ایرانی ها و قدرناشناسی آنها را عامل رخداد این امر تلقی می کنند .  شاه نیز عوامل خارجی را موجب انقلاب می دانست که البته با توجه به پیشینه ی ذهنی اش در خصوص به قدرت رسیدن  خودش و برکناری و تبعید پدرش ، این طرز تلقی وی طبیعی جلوه می کند . افراد دیگر نیز هر یک به گونه ای انقلاب را تحلیل می کنند . عده ای نقش اسلام ، دیگری نقش شوروی و حزب توده و برخی دیگر ملی گرایی و .... را در وقوع آن مهم می دانند .

 هر چه که هست باید ببینیم که دستاوردهای انقلابی که رخ داده ، چه بوده و در حال و روز مملکت و مردم چه تاثیری داشته است . آیا در جا زده ایم ، یا اینکه پسرفت و یا پیشرفتی داشته ایم؟            شاهی داشتیم که پدرش را برکنار و تبعید کردند و  او جرات و اختیار آنرا نداشت که از اربابانش برای اقامت پدرش در ایران اجازه بگیرد و لااقل تحت نظر آنان، آپارتمانی در گوشه ای از ایران به پدرش بدهد و آواره ی آفریقایش ننماید . همیشه نیز گوش به فرمان سفرای ابرقدرتها بود تا طبق نظر آنها رفتار نماید چنانکه سالیوان ( سفیر آمریکا ) مدام با اشاره به ساعتش ، دستور خروج و ترک کشور را در سال ۵۷ به شاه می دهد. با این حال همین شاه بی اختیار ، چنان عرصه را بر مردم ایران تنگ و دیکتاتوری مطلق برقرار ساخته بود ، که راهی بجز شورش و انقلاب نماند . خفقان سیاسی و فردگرایی مطلق در کنار  نخست وزیر دست نشانده ، حزب تاسیس شده ی  دولتی و درباری  مردم و ایران نوین که بعدا در رستاخیز خلاصه شد ، مجلس بله قربان گو و فرمایشی - مطبوعات خنثی و چاپلوس که جرات هیچ انتقادی به ویژه از شخص اول مملکت نداشتند ، انتخابات فرمایشی و ... چهره ی تاریکی از آزادیهای انسانی و حقوق بشری به نمایش گذاشته بود . در کشورمان جاده نداشتیم ، اما فرح دیبا هزینه ی اتوبان استانبول تا صوفیه را پرداخت می کرد ، اتوبوسهای اهدایی شاه هنوز هم در شهرهای اردن مردم را جابجا می کنند ، پول بیت المال را به کشورهای مختلف به عنوان کمک بلاعوض اهدا می نمود ند. و هزاران نکته منفی دیگر.... هر کس را هم که عضو حزب رستاخیز( به تعبیری حزب حلق آویز ) نمی شد متهم به خیانت می کرد که یا باید کشور را ترک گوید یا به زندان برود .اما سرانجامش  همان شد که خود ترک کشور کند به چمدان کشی از این کشور به آن کشور بیفتد و آنهایی که برایشان جاده می کشید و کمک هنگفت مالی می کرد محلش نگذاشتند و به کشورشان راه ندادند تا در پایان در ذلت و در به دری  در مصر ترک دنیا گوید . اما نکات مثبت آن دوره : اثری از تورم و گرانی فزاینده نبود .(من خودم یادم می آید که در ۸سالگی گوشت کیلویی ۱۵تومان را از قصابی سر کوچه مان می خریدم . یا دوم ابتدایی  بودم و تغذیه ی رایگان  مانند شیر و موز و ... به بچه ها می دادند)  دلار ۷تومان بود به بیانی دیگر ۷۰ریال ما صد سنت می ارزید ، و این یعنی اینکه پولمان باارزشتر از دلار بود !!! گذرنامه ی ایرانی برای بسیاری از کشورها ویزا لازم نداشت و اگر اراده می کردی همانند خرید بلیط تهران- شیراز، بلیط پاریس می گرفتی و راهی می شدی. نیازی به ویزا و هزاران مکافات دیگر نبود . کسی به ایرانی به چشم بیابان نشین نمی نگریست و خیال باطل می کردند که هر ایرانی یک چاه نفت دارد و ...

انقلاب شد تا کسی مافوق و ماورای قانون نباشد اما اینک پس از ۳۰سال در کجا قرار داریم ؟ انتخابات را چگونه برگزار می کنیم ؟ رسانه های ما در چه وضعی قرار دارند ؟ ملیت ایرانی و گذرنامه ی ایرانی چه جایگاهی پیدا کرده است ؟ و چه دیدگاهی نسبت به ایرانی دارند؟ مخالفان  فکر یی مانند مهاجرانی- گنجی-باقی و هزاران تن دیگر کجا هستند ؟ وضعیت احزاب و مجلس چگونه است؟ گرانی و تورم و قدرت خرید مردم  به چه صورت است ؟ دلار هفتاد ریالی چگونه به دلار ده هزار ریالی بدل گردیده است؟ چرا برای افغانستان از مرز ایران تا هرات اتوبان می کشیم و یا مرز ورود از ترکیه به سوریه تا خروجی سوریه به اردن را برایشان جاده ی ۴بانده می کشیم ؟چرا پول این مردم را به لبنان و فلسطین و ونزوئلا و-نیکاراگوئه-زیمبابوه و ..... می بخشیم!!!! در حالیکه حق الناس و بیت المال است . چرا نباید دخل و تصرف در بیت المال را از حضرت علی یاد نگیریم ؟  ایشان با آنکه عیالواری و تنگ دستی برادرش  را می دانست نه تنها در مقابل درخواست کمک برادر ، از بیت المال کمکش ننمود بلکه حتی در زمان صحبت با برادر ، شمع بیت المال را خاموش نمود و  از شمع شخصی خودش استفاده  کرد تا حق الناس را ضایع نکند . حق الناس چیزی نیست که بر اساس اکثریت و اقلیت یا به نمایندگی مردم برای آن تصمیم بگیرند. مصرف کنندگان بیت المال و بذل و بخشش کنندگان آن ، حتی اگر یک نفر نیز ناراضی باشد ، در این دنیا هم نشده ، در قیامت باید پاسخگو باشند . بیت المالی که به برادر مستحق حضرت علی روا نباشد به برادران تنی ونزوئلایی و فلسطینی و لبنانی و زیمبابوه یی یقینا حرام است .(و البته هرکس اختیار مال خود را دارد تا به هر کس خواست بدهد، اما نه اموال عمومی را) آیا وقت آن نرسیده است که از تاریخ درس عبرت بگیریم  و شمعی را که به خانه رواست صرف مسجد نکنیم ؟ کودکان بم هنوز مدرسه و بیمارستان کافی ندارند یا در بلوچستان و هرمزگان و کردستان از امکانات اولیه آموزشی و بهداشتی بی بهره اند . هنوز کشتگان روزانه ی جاده های ما به دلیل کمبود جاده و نداشتن ایمنی کافی ، از کشته های آمریکایی در جنگ با عراق بیشتر است . هنوز بدبختیهای زیادی داریم که باید به آنها برسیم.

از چرچیل می پرسند:چگونه است که در آنسوی دنیا جاهای مختلفی مانند  شبه قاره ی هند با آن همه جمعیت نفوذ می کنید و کمپانی هند شرقی درست می کنید ، اما در همسایگی و کنار گوشتان ، از پس ایرلند به آن کوچکی برنمی آیید؟ پاسخ می دهد :برای اینکه ایرلند مثل آنها دارای اکثریت نادان و اقلیت خائن نیست!!

اگر از گذشته درس نگیریم ، مجبور به تکرار تاریخ خواهیم شد و هر روز بدتر از روز پیش!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 13  توسط حسن علیزاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr

پیوندهای روزانه
## بانوان ایرانی رکاب زننده و نکاتی برای علاقمند به این رشته
## راهنمایی برای علاقمندان سفر با دوچرخه
## علاقمندان به دانستن مراحل سفر با دوچرخه،سوابق،مشکلات پیش از سفر و ...را در این صفحه ببینند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
پدال برای جنبش سبز
سایت دور دنیا در طول سفر
آرشیو عکسهای سفر دور دنیا
باشگاه استقلال تهران
فخرالسادات محتشمی پور
مسعود بهنود
محمدعلی ابطحی
عباس عبدی
خبرنگاران صلح-مزدک
مزدک علی نظری
خاک خوب-پرستو
ندای کویر
رهياب زنان و کودکان
فاطمه
فرهنگي سايه
نسیم نبیونی
سپیده-جهانگردی
آسمان سوگل
از خود بی خوبش
آزاده بهشتی
لاله اشک خوانسار
جزیره بی خیالی
رنجستان
خاطره وطن خواه
مصطفی قوانلو قاجار
به تماشای آب های سپید
حمید حیاتی
کرگدن-سدعلی میرفتاح
فرشید امانی
یگانه ی مسیح
معلمان حق التدریس
صدای معلم
انجمن نجوم آسمان سبلان
گرگان ما
اسیر ایران
ایکاروس
نسیم وجعفریوسفی
نرگس
دوچرخه سواری افق
Saeed
مجید.م
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM