![]() |
![]() |
|
| (آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار |
|
برای رفتن از باتام به جاوه با هزار زحمت بلیت کشتی تهیه کردیم و سوار شدیم.داخل کشتی مردم در هم می لولیدند و باید در تختهای کوچک همانند قطار هم می نشستیم و هم می خوابیدیم که بسیار تنگ و کثیف بود.ما از خیر جا گذشتیم و در دماغه کشتی فضایی خالی را یافته و همانجا جای گرفتیم و چه اشتباهی. زیرا در اثر برخورد دماغه با موجها و تکانهای شدید در همان ساعات اولیه دچار دریا زدگی شدیم.چاره ای جز ماندن در همانجا هم نداشتیم زیرا جایمان را روی تختها اشغال کرده بودند و باید همانجا می ماندیم.اما این پایان ماجرا نبود. کشتی در طول مسیرش به جاوه،مثل اتوبوس خط واحد از جزیره های بین راهی هم مسافر سوار می کرد(بالاتر از ظرفیت قانونی)و کم کم سر و کله مسافران سرپایی در قسمت دماغه کشتی هم پیدا شد. و برای یک ذره جا چه هل دادنهای مسالمت آمیزی که براه نبود.من و امیر قادر به خوردن هیچ جیز نبودیم و حالمان بقدری خراب بود که فقط کف کشتی چسبیده بودیم.این وسط و در آن اوضاع باز گیرها شروع شد که این یکی دیگر نوبر بود.طرف به ادعای خودش کارمند سازمان ملل در اندونزی بود اما حرفهایش مو بر تن آدمی راست می کرد،که نمی دانم واقعا اعتقادش این بود یا اینکه می خواست از ما حرف بکشد؟می گفت که بن لادن تنها خلیفه مسلمانان است و آرزو دارد که به گروه وی در افغانستان ملحق شود! یا می گفت خامنه ای هم باید سرباز بن لادن بشود.اما بدتر از همه اینکه می گفت:دنیا و بهشت فقط مال مسلمانان است و ما موظیم!!! همه غیر مسلمانان را به رگبار بسته و از بین ببریم!!ما هم در آن حال نزار فقط با تعجب نگاهش می کردیم.نای بحث کردن هم نداشتیم... طوفان شدیدی در کار بود و هر لحظه شدت هم می گرفت. زد که موتور کشتی هم از کار افتاد.موجها ما را آن طرف و اینطرف میبردند و ما بی رمق در کف کشتی ولو بودیم. ۴روز و ۵شب را روی دریا سرگردان بودیم تا اینکه بالاخره پایمان به خشکی رسید و پیاده شدیم،در حالیکه از شدت ضعف و گرسنگی نای ایستادن نداشتیم.خوشحال بودیم که دوباره زمین را لمس می کنیم.از شادی رهایی از آن اوضاع،ضعف و گرسنگی را فراموش کردیم. هیچوقت از لمس زمین تا آن اندازه لذت نبرده بودیم.
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 آذر1384ساعت 9 توسط حسن علیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr
|
|
RSS
|