![]() |
![]() |
|
| (آزادی بیان،حقوق زن=حقوق بشر) ای زبردست ز یردست آزار×××گرم تا کی بماند این بازار |
|
حتما ماجرای درگیری فلسطینیها و کشتار یکدیگر را اینروزها زیاد شنیده اید.همین جریان موجب شد که خاطره ای از اولین سفرم را که در سال ۷۵ بود بنویسم.قرار بود که با دوچرخه به عربستان برویم ولی عربهای سعودی به ما اجازه ورود با دوچرخه را ندادند و گفتند:شما مشکوکید!!وقتی هواپیما و ماشین هست چرا با دوچرخه سفر می کنید؟و...خلاصه از مرز خیبر برگشته و ۲روز در کنار دریای سرخ که مرز ۴کشور عربستان-مصر-اردن و اسراییل است اقامت گزیدیم...۷۵درصد جمعیت اردن را فلسطینیها تشکیل می دهند.و هر چه از شمال به جنوب این کشور(بندر عقبه)نزدیکتر می شوی تعصبات قومی و مذهبی شدیدتر می گردد.در برخورد با چند فلسطینی که از اهالی الخلیل بودند اتفاقات بسیاری برایمان رخ داد. اول اینکه اعتقاد داشتند که شیعه را فردی یهودی بنام بن سباء بوجود آورده کشتن ۷شیعه راه بهشت را برایشان هموار می نمود! اما البته چون ما ورزشکار بودیم لذا از خونمان گذشته و در عوض ما را دعوت به اسلام و مسلمانی نمودند.در تمام مدتی که با آنها بودیم بحثهای همراه با پرخاش نسبت به ایرانیها می نمودند و هرچه هم که بحث را عوض می کردیم فایده ای نداشت!حتی به ایشان گفتیم که اصلا خیال کنید ما از اساس نه تنهامسلمان نیستیم بلکه بی دین هستیم،چه آزاری به شما داریم؟غیر از اینکه تنها کشوری هستیم که بیشترین بها را برای کمک به شما می پرداریم وکمکهای مالی می کنیم و...اما کو گوش شنوا؟!! آنقدر که نسبت به ایران با کینه حرف می زدند نسبت به اسراییل نمی زدند!! وقتی از آن سفر بازگشتیم و اینگونه ماجراهای گوناگون را برای دوستان و دیگران بازگو کردیم هیچکس باور نمی کرد و یا می گفتند که آنها استثنا بوده اند و از این حرفها.و حتی وقتی می گفتیم که در جنگ ایران و عراق اسرای زیادی از فلسطینیها داشتیم که برای صدام می جنگیدند باز برای بسیاری باورش سخت می نمود. تا اینکه چند حادثه اخیر درستی حرفهایمان را لااقل برای اطرافیان ثابت نمود.درست به فاصله ۱هفته پس از آنکه ایران ۲۵۰میلیون دلار به اسماعیل هنیه کمک نمود،صدام را اعدام کردند و دیدیم که همه اعراب بجز کویتیها از این مسئله ناراحت شدند و در فلسطین برایش تشییع جنازه سمبلیک گرفتند و عزاداری و...الان هم که بخاطر قدرت همدیگر را در خیابانها به رگبار می بندند و لابد اسراییلیها هم به ریششان می خندند و ما هم شمعی را که به خانه رواست هدیه مسجد آنها می کنیم.!!!غافل از آنکه اگر خدای ناکرده باز هم مشکلی برای کشورمان پدید بیاید باز آنها را در کنار دشمنانمان خواهیم دید!!
مگر نه اینکه خداوند از حق خود می گذرد اما از حق الناس نمی گذرد.آیا مردم ما راضیند که بدبختی بکشند اما حقشان(پول نفتشان)را به دیگران بدهند؟اگر کسی از حقش نگذرد و حلالشان نکند چه؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 8 توسط حسن علیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
متولد آبان1349 اردبیل -در مدت4سال و 3ماه همراه با دوستم بعنوان اولین ایرانی دور دنیا را در 5 قاره با دوچرخه رکاب زدیم(از شهریور79 تا آذر 83) و موفق به دریافت حکم قهرمان قهرمانان از فدراسیون دوچرخه سواری شدیم. تجربیاتی را که در طول سفر بدست آوردم قادر نبودم پشت میز هیچ دانشگاهی بیاموزم و آرزو دارم که امکان انتقال آنرا به علاقمندان بیابم (از طریق چاپ کتاب و البته بدون سانسور)فیلم سفرمان هم در فستیوال میلان-آبان85-برنده دیپلم افتخار گردید. برای دیدن جزئیات-عکسها و روزنامه ها لطفا دیدن فرمایید از سایت: http://pedal4peace.free.fr
|
|
RSS
|